![]() |
![]() |
|
| music |
|
به در خواست دوست عزیز امروز بازم براتون هدیه دارم اینم ۱ آلبوم از slayer برید حال کنید
زمانی که اسم سرعت در سبک متال پیش می آید همه نام Kerry King و به دنبال آن هم همه از گروه Slayer نام مي برند. گروهي که شايد بتوان گفت Speed Metalرا معرفي کرد. Speed Metal در دهه 80 بوجود آمد.این سبک سريع ، و در عين سرعت خواستار تکنيک بالاست. گروههايي که در اين سبک کار مي کنند معمولا بايد در عين سرعت ، نوازندگاني تکنيکي داشته باشند. Slayer نمونه کامل این گروه ها می باشد. زیرا در عين سرعت بسيار تميز کار مي کند. جدیدترین آلبوم ۲۰۰۶ Christ Illusion نام دارد که این آلبوم رو برای دانلود میزارم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 19:15 توسط vampire |
|
|
سلام دوباره اومدم با پستی بسیار با حال و کم یاب
این مکالمه ی گروه تول هست که با HArry manback داشت در بارهی آدم کشی هاش که تو 2 تا آلبومش آورده نظر یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 18:46 توسط vampire |
|
|
قسمتی از آهنگ Disposable Teens از مرلین منسون
I Never Really Hated The One True God But God Of The People I Hated معنی " من از ۱ خدای واقعی نفرت ندارم اما از خدایی که بین مردم است نفرت دارم براشته شده از سایت:http://www.khafan619.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 1:18 توسط vampire |
|
|
همونطور که خیلی هاتون می دونید یکی از بزرگترین عنصر تاثیر گذار بر جنبش هوی متال فردریک نیچه فیلسوف هستی گرا بود. من داشتم کتاب چهارم سپیده دمان اثر نیچه رو ورق می زدم که پاره ی 266 خیلی برام جالب بود اونو براتون گذاشتم تا شما هم در اون تفکر کنید : پاره ی266: "بی جذبه._ او جذبه ای ندارد و این را می داند. اوه، چه خوب بلد است بر این دانایی نقاب بزند! با فضیلت سخت گیرانه، با تیرگی نگاه، با بی اعتمادی پذیرفته به آدمیان و هستی؛ با بذله گوییهای پوسیده، با خوار داشتِ شیوه ی ظریفتر زندگی، با انگیختگی و دعوی ها، با فلسفه ای سُخره گر _آری، خود آگاهی مدام از این کاستی اش، مَنِشِ او گشته است." فردی که شخصیّتش به گونه ایست که در بین افراد عادی جایی ندارد او سعی می کند به انجام کار هایی که مورد پسند مردم است بپردازد تا خود را در میان آنان جا بدهد در واقع این اعمال یک نقابیست برای پنهان کردن شخصیت اصلی اش، اما به دلیل تداوم این نقش شخصیّّتش به آن عادت کرده و به گونه ای با آن تلفیق شده و همانند رفتار جدا ناپذیر گشته است. در انتها: این شعر مربوط به مترجم کتاب سپیده دمان(علی عبداللهی) هست خیلی زیبا بود دلم نیومد براتون نذارمش، در مورد همین کتابه و البته باید اضافه کنم که این کتاب واقعاً فوق العاده ست. چرخ پرنده ای مکاشفه ی رازی که نمی داند در ساقه ی تردش دانه ی فراموشی ست حکایت از دل شنها بر می شود و نامتان را در هوا می دمد پس سپیده دمی بود_بی تردیدی بیدار شده_ که تو بیدار شدی و صدایش را از دهان تو چید و بازوبندش را از دستت ربود و بالاپوش شنی اش را بر تو آرام کرد بر داشته شده از سایت http://www.khafan619.blogfa.com/ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 1:14 توسط vampire |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 شهریور 1385 مرداد 1385 |
| پیوندها |
|
DOWNLOAD میراث فرهنگی DOwnload metal heavy & deaTh |
|
RSS
|